.:حسابداری بندرعباس:.

تاریخ: چهارشنبه 05/04/1392 ساعت: 00:27 بازدید: 88 نویسنده: درویشی

خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…
دردش گفتنی نبود….!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن…
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند…به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…
امــــا…اما انگار چیزی شده بود…دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد…
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!



موضوعات:مطالب آموزنده ,
خانم...شماره-بدم؟!!!! خانم...شماره-بدم؟!!!! خانم...شماره-بدم؟!!!! خانم...شماره-بدم؟!!!! خانم...شماره-بدم؟!!!! امتیاز : 34 دیدگاه(0)

تاریخ: چهارشنبه 18/02/1392 ساعت: 19:45 بازدید: 53 نویسنده: درویشی

مهم نیست چـــقدر بالایی
مهـــم اینه که اون بالا "لاشـــخوری” یا "عقــــــــاب” … !

                          ***

مامانم میگه پسرم همینجوری که نشستی پا اینترنت
این تخم مرغارم بزار  رو صندليت جوجه شن…
احساس مسئولیت که نداری حداقل حس پدری رو تجربه کن !

                        ***

من هروقت زمین میخورم به جای اینکه ببینم کجام داغون شده
فقط نگا میکنم دورم کسی نباشه.

بعد میام خونه میبینم عه دستم قطع شده!:)

                    ***

همون وقتی که ترجیح داده شد به جای تابلوی ” از سرعت خود بکاهید "
از سرعت گیر استفاده بشه
بشر فهمیده بود که به شعورش امیدی نیست .

                  ***

وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت:”خدابیامرزتش،راحت شد”
با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!

                  ***
یه سوال از خانم ها دارم….
زشته بخدا…
از سوسک میترسی؟؟
آخه شما تو شکم سوسک جا میشی؟
نه جامیشی؟؟

نه خب بگو میخام بدونم

          ***

به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …
گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید … 
هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !

                   ***

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟
یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!
یارو گفت یه کاری برات دارم،
حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.
یارو گفت :
ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون
تو قفس تا میمون برامون بیاد!
چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،
پسره توی قفس پشتک وارو میزد
از میله ها بالا پائین میرفت.
جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!
داد زد کمککککککککک
شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،
آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!

           ***

چرا به اونی که اولین بار به ذهنش رسید زرشکو سرخ کنه بریزه توی پلو نوبل ندادن؟

خدمت به بشریت مگه فقط کشف واکسن و قرصه؟

             ***

تنها چیز با کیفیت توی زنگیمون "درد” بود،
که هر قدر کشیدیم، پاره نشد !

            ***

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم یا یه فیلم بذارم ببینم؟

              ***

اونقدر بدم میاد یکی موقع درس خوندن بیدارم کنه...

              ***

 

رفتم جيگركي يارو برگشته ميگه نونم ميخاي؟
ميگم قبلنا سوال نميكردي، ميذاشتي، ميگه نه الان وضع فرق كرده نون جدا، دونه ای ۵۰۰ تومن!
خوب شد بازم کرایه سیخ و ازم نگرفت

           ***

ما همون نسلی هستیم که وقتی بمیریم هم، باید از اون دنیا به مامانمون زنگ بزنیم بگیم "رسیدیم"!!

          ***

پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گفت آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !

        ***

به دوستم مسیج دادم : تولـــدت مبـــارک
جواب داده : پیامک ها جای خالی شما را پر نمیکنند ...!
من :|
مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال =)))))
همـراه اول ~~> :|

       ***

امروز فهمیدم چرا دیوار چین جز عجایب هفتگانه ست
آخه تنها محصول چین هست که بیشتر از ۳ روز دووم آورده !

          ***

مامانم سیم کارتشو در آورده میگه فک کنم داره میسوزه
نیگا رنگشم داره عوض میشه!!!! :|

       ***

من آخرشم نفهمیدم ما مردا ” هممون مثل همیم” یا "یکی از یکی بدتریم”!! :)

       ***

المپیک تموم شد ، دانلود افتتاحیه اش هنوز برا من تموم نشده!



موضوعات:طنز ,
فقط-برای-رفع-خستگی...! فقط-برای-رفع-خستگی...! فقط-برای-رفع-خستگی...! فقط-برای-رفع-خستگی...! فقط-برای-رفع-خستگی...! امتیاز : 56 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 16/02/1392 ساعت: 22:42 بازدید: 70 نویسنده: درویشی

حسابداری که تفکر نکند تنها یک حسابدار است و همیشه یک حسابدار باقی می ماند . فکر کنید ، سوال کنید، جواب سوال را مورد پردازش قرار دهید و آن را بر روی کاغذ بنویسید . بعد از مدتی به آن نگاه کنید و ببینید که چقدر به نظر امروزتان نزدیک است . تمام تلاش و هدفتان این باشد که به جلو بروید . حتی یک لحظه توقف نکنید. هر روز توقف شما باعث یک روز عقب ماندن از هم قطاران است که با سرعت در حرکت هستند و به خاطر شما توقف نمی کند. نگاهتان به عقب نباشد بلکه گاه گاهی گوشه چشمی به راهی که آمده اید داشته باشید تا اگر لازم باشد راه آمده را اصلاح کنید و شاید اشتباهات گذشته را تکرار نکنید . امیدوارم که همواره موفق باشید و به خود ایمان داشته باشید و بدانید که انسانها با نیروی توکل و تفکر به هر آنچه که بخواهند میرسند.



موضوعات:متفرقه ,
جایگاه-تفکردرحسابداری جایگاه-تفکردرحسابداری جایگاه-تفکردرحسابداری جایگاه-تفکردرحسابداری جایگاه-تفکردرحسابداری امتیاز : 43 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 16/02/1392 ساعت: 22:38 بازدید: 140 نویسنده: درویشی

 


پس از دکتر نمازی استاد تمام دانشگاه شیراز ، دکتر دستگیر استاد تمام دانشگاه اهواز و دکتر نوروش استاد تمام از دانشگاه تهران، جناب آقای دکتر احمد احمدپور رئیس دانشگاه مازندران به عنوان چهارمین استاد تمام رشته حسابداری شناخته شدند. اینجانب نیز به نوبه خود نایل شدن دکتر احمدپور به درجه استاد تمامی را تبریک گفته و برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

پ.ن: چون فعلا ارتقای درجه علمی دکتر سجادی توسط دانشگاه شهید چمران به وضوح روشن نیست، از درج نام ایشان در بین استاد تمام حسابداری پرهیز گردیده است.


موضوعات:مطالب مرتبط با حسابداری ,
چهارمین-استادحسابداری-ایران چهارمین-استادحسابداری-ایران چهارمین-استادحسابداری-ایران چهارمین-استادحسابداری-ایران چهارمین-استادحسابداری-ایران امتیاز : 53 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 16/02/1392 ساعت: 22:36 بازدید: 199 نویسنده: درویشی

 



موضوعات:متفرقه ,
امتیاز : 36 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 16/02/1392 ساعت: 22:34 بازدید: 72 نویسنده: درویشی

 


به غضنفر می گن : اذون بگو
می گه : والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد

به غضنفر میگن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل
البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم


غضنفر تا ده سال برای مادرش عزاداری می كرد بهش گفتند : آخه چقدر گریه می كنی ده سال
گذشته گفت : آخه هر وقت یادم میفته كه موقع خاكسپاریش چه دست و پایی میزد جیگرم آتیش می
گیره

غضنفر از حج بر می گرده ازش میپرسند چه طور بود؟
میگه والا باز خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو بودند

 

به غضنفر میگن چرا با خودکار میری حموم؟ میگه هرجای بدنمو میشورم علامت میذارم.

غضنفر میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن کجاییه!!! : 1. سامسونتشو می زاره تو زنبیل ۲. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه



موضوعات:طنز ,
یکم-بخندیم یکم-بخندیم یکم-بخندیم یکم-بخندیم یکم-بخندیم امتیاز : 55 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 16/02/1392 ساعت: 21:29 بازدید: 115 نویسنده: درویشی

 

ای وای برکلاسی کز یاد رفته باشد

                                    دانشجو در کلاس و استاد رفته باشد

 

درجستجوی استاد چند لحظه ای نشستم

                                   یکباره چشم دوختم،سرویس رفته باشد

 

رفتم به سالن سلف تا میل کنم غذایی

                                 شاید که تکه ای گوشت درقیمه رفته باشد

 

کارتم زدم به دستگاه،خشم آمدم به ناگاه

                                وز سرخی چراغش موجودی رفته باشد

 

آه از بَرم برآمد،جان از تنم درآمد

                               حامد به خودنیامد،ازحال رفته باشد

 

 

شعرزیبای فوق ازیکی دانشجویان دانشگاه هرمزگان  به نام حامداست،که بصورت تصادفی ترم اول دردفتر وی آنرا خواندم.

امیدوارم لذت برده باشید.



موضوعات:شعر/قطعة ادبی ,
مصایب-دانشجو! مصایب-دانشجو! مصایب-دانشجو! مصایب-دانشجو! مصایب-دانشجو! امتیاز : 51 دیدگاه(0)

تاریخ: یکشنبه 15/02/1392 ساعت: 22:27 بازدید: 69 نویسنده: درویشی

 

از هوش و حواس که بر آید  

                                               کز ثبت روزنامه به در آید

مدیر همان به که ز داراییش  

                                               روی به حسابساز جماعت آورد

ورنه سزاوار مالیاتیش

                                               ره نتواند که به پایان برد

 

 



موضوعات:طنز ,
طنزحسابداری طنزحسابداری طنزحسابداری طنزحسابداری طنزحسابداری امتیاز : 52 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: چهارشنبه 11/02/1392 ساعت: 12:24 بازدید: 91 نویسنده: درویشی

 

من و خداوند هر روز فراموش می کنیم:

 

او

 

خطاهایم را

 

و

 

من

 

لطف بی انتهایش را.

 



موضوعات:متفرقه ,
من-و-او من-و-او من-و-او من-و-او من-و-او امتیاز : 52 دیدگاه(0)

تاریخ: چهارشنبه 11/02/1392 ساعت: 12:19 بازدید: 66 نویسنده: درویشی

یک شب مردی خواب عجیبی دید.اوخواب دید دارد در کنار ساحل همراه با خدا قدم میزند روی آسمان صحنه هایی از زندگی او صف کشیده بودند .در همه ی آن صحنه ها دوردیف رد پاروی شن ها دیده می شد یکی از آنها تعلق به او داشت و دیگری متعلق به خدا بود.هنگامی که آخرین صحنه جلوی چشمانش آمد دید که بیشتر از یک جفت رد پا دیده نمیشود .

اومتوجه شد که اتفاقا در این صحنه او سخت ترین دوره زندگی را از سر گذرانده است.این موضوع ‌‌اورا ناراحت کرد وبه خدا گفت:خدایا تو به من گفتی که در تمام طول این راه با من خواهی بود ولی حالا متوجه شدم که در سخت ترین دوره زندگی ام فقط یک جفت رد پا دیده می شود.سر در نمی آورم که چطور در لحظه ای که به تو احتیاج داشتم تنهایم گذاشتی.خداوند جواب داد من تورا دوست دارم و هرگز ترکت نخواهم کرد .دوره امتحان و رنج یعنی همان دوره ای که فقط یک جفت رد پا می بینی زمانی است که من تو را در آغوش گرفته ام .



موضوعات:شعر/قطعة ادبی ,
ردپا ردپا ردپا ردپا ردپا امتیاز : 45 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 21 اسفند 1392
چهارشنبه 21 اسفند 1392
چهارشنبه 21 اسفند 1392
چهارشنبه 09 بهمن 1392
شنبه 25 آبان 1392
یکشنبه 12 آبان 1392
شنبه 04 آبان 1392
سه شنبه 16 مهر 1392

مطالب محبوب

جمعه 07 تیر 1392
سه شنبه 22 مرداد 1392
چهارشنبه 09 بهمن 1392
سه شنبه 22 مرداد 1392
سه شنبه 22 مرداد 1392

صفحات مطالب

1|2|3|4|5|6|7|